اخلاق و فضائل

شخصیت سیاسی امام رضا

تمام عمر امام رضا (ع) ، چه آن زمان که هنوز به مقام امامت نرسیده بود و چه آن گاه که پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام موسی کاظم (ع) ، مسئولیت امامت و رهبری شیعیان را بر عهده داشت ، در زمان حکومت عباسیان بود .
عباسیان با ادعای انتساب به پیامبر اکرم (ص) ، و با بهره گیری
از احساسات مردم بر ضد امویان ، توانستند آنان را از حکومت کنار بزنند و خود بر تخت فرمانروایی مسلمانان بنشینند . با سرکوب امویان ، آنان دیگر قدرت و توانی نداشتند که خطر مهمی برای عباسیان به شمار روند . عباسیان تنها خطر برای حکومت خود را شیعیانی می دانستند که با فرمانبری از امامان معصوم ، حاکمان آن روزگار را ناحق می شمردند و می کوشیدند تا آنان را از حکومت ساقط کنند .
بنابراین ، دشمن شماره یک حاکمان عباسی ، امامان شیعه بودند و به همین دلیل است که همه امامانی که در روزگار این حاکمان ستمگر می زیستند ، به دست آنان به شهادت رسیدند عباسیان ستم پیشه به اندازه ای بر شیعیان فشار آوردند و آنان را مورد تهدید و شکنجه و آزار و تبعید و آوارگی قرار دادند که حتی تاریخ نویسان نیز از بازگو کردن آن دچار شرمندگی شده اند .
در نمودار پایین نشان داده ایم که امام رضا (ع) با چه کسانی از حاکمان عباسی هم دوره بوده است .
ده سال از دوران امامت حضرت رضا (ع) ، با حکومت هارون همزمان بود . در این ده سال ، موقعیت مناسبی برای مبارزه علنی و رسمی برای امام رضا (ع) پدید نیامد و بیشتر تلاش سیاسی امام به صورت پنهانی رهبری می شد ، اما در گوشه گوشه سرزمینهای مسلمانان جنبشها و قیامهای پیاپی شیعیان ، حکومت عباسی را به تنگ آورده و هارون در برخورد با آنها دچار سردرگمی شده بود . به این گفت و گو
که میان هارون و یکی از درباریان قدرتمند وی رد و بدل شده است توجّه کن :
_ ای هارون ! این علی بن موسی است ، که بر جای پدر خویش تکیه زده و امامت و رهبری شیعیان را از آن خود می داند . چه باید کرد ؟
_ آن خطایی که در کشتن پدرش موسی مرتکب شدیم برای ما بس است ! یعنی می خواهی تمام آنان را بکشم ؟ ! مگر می شود ؟
اما . در میان همه حاکمان عباسی ، مأمون چهره ای دیگر داشت . او که برادر خود ، امین را کشت تا خود به حکومت برسد ، در برخورد با شیعیان و به ویژه شخص امام رضا (ع) از راهی دیگر وارد شد و شیوه ای دیگر را در پیش گرفت .
در این جا خوب است به چند نمونه از اظهار نظر تاریخ نویسان درباره شخصیت پیچیده مأمون آگاه شوی تا دریابی که امام رضا (ع) با چه انسان مرموزی روبرو بوده است .
یکی می گوید :
مأمون از نظر دوراندیشی ، اراده قوی ، بردباری ، دانش ، زیرکی ، بزرگی ، شجاعت و جوانمردی از همه عباسیان برتر بود .
دیگری می نویسد :
مأمون در عین حال که در مجالس عیش و نوش شرکت می جست ، به کتاب و فلسفه و بحث و جدل و مناظره علمی و مباحث فقهی و . علاقه شدید داشت !
دیگری می گوید :
گاهی مانند یک دیندار دلسوز ، مردم را به علت کوتاهی در نماز و فرو رفتن
در لذات و پیروی از شهوات و . نکوهش می کرد و آنان را از عذاب الهی می ترساند ، و زمانی خودش در بزم خوشگذرانی و مجالس عیش و نوش شرکت می نمود .
یکی هم چنین اظهار می دارد :
مأمون زیرک ترین حاکمان عباسی و داناترین ایشان به فقه و کلام بود .
. و از این یک بشنو که می گوید :
مأمون روزی ادعای تشیع می کرد و وجودش را لبریز از دوستی و عشق به علی (ع) نشان می داد و در فاصله ای اندک ، نقاب از چهره برمی گرفت و تا آن جا پیش می رفت که حاضر نبود در مجلس او حتی از عنصر تبهکار و جلادی همچون حجاج بن یوسف ، خرده بگیرند .
آیا همزمانی با چنین موجود پیچیده و ابهام آلودی که تلاشی جز پایداری بیشتر حکومت عباسی ندارد ، اما در همان حال ، بزرگترین مخالف خود ، یعنی شخص امام رضا (ع) را به ولی عهدی خویش برمی گزیند ، آسان است ؟
به هرحال ، مأمون با این خصوصیاتی که داشت ، پس از رسیدن به قدرت ، و به منظور پایدار ساختن ارکان حکومت خود ، تصمیم گرفت با امام رضا (ع) به گونه ای دیگر برخورد نماید . پس ، برای امام نامه نوشت و حضرت را به ولی عهدی خود منصوب کرد . امام ابتدا از پذیرش این امر خودداری فرمود ، اما پیگیری و پافشاری مأمون و خودداری امام ، به آن جا انجامید که مأمون دو تن را به
نمایندگی از سوی خود که در خراسان بود ، روانه مدینه کرد و آنان در نزد امام هدف خود را چنین بیان کردند :
مأمون ما را مأمور کرده که شما را به خراسان ببریم .
امام هم که شیوه های حاکمان را می شناخت و می دانست مأمون که از کشتن برادر خود پروا ندارد ، از این تصمیم خود دست بردار نیست ، ناگزیر از ترک مدینه شد .
برگرفته از کتاب دانستنی های امام رضا علیه السلام دانستنی های رضوی۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *