اصحاب و شاگردان

مجاهدان فداکار حجر بن عدی

او قهرمان برجسته ای است. او سر سلسله ابنای مجد و افتخار است. او تربیت یافته مدرسه ی علوی است. همان مدرسه ای که عباس را پرورانید. او به ارزشهای این مدرسه، واقف و معتقد است. او شیعه ای است انقلابی. او کانون جوشنده و توفنده مبارزه علیه امویان است. هنگامی که زیاد بن ابیه، به طور رسمی اعلام کرد که باید سب علی در همه جا رواج یابد، شدیدا به مخالفت برخاست. او تحمل نکرد که به رادمردی چون علی که «ترازوی احدخو» است و بلکه «زبانه هر ترازوست» اهانت و جسارت شود.
زیاد خون او را مباح شمرد. جرم حجر، طرفداری از حقیقت و مبارزه با باطل بود. او را با جمعی از مجاهدین بزرگوار دستگیر کردند و به شام فرستادند. در مرج عذرا، قاصد معاویه سر رسید و به جلادان دستور داد که آنها را بکشند.
[صفحه ۱۷۰]
اکنون تربت پاک حجر و یارانش در نزدیکی شهر دمشق، زیارتگاه عاشقان و شیفتگان است.
محدث قمی می نویسد: یکی از امرای معاویه به او امر کرد که امیرالمؤمنین (ع) را لعن کند. او گفت: «ان امیر الوفد امرنی ان العن علیا فالعنوه لعنه الله» امیر دستور داده که علی را لعن کنم. لعنش کنید. خدایش لعنت کند. شهادت او یک سال بعد از شهادت امام مجتبی (ع) بود. ربیع بن زیاد از جانب معاویه عامل خراسان بود. هنگامی که خبر شهادت حجر و همراهانش را شنید، گفت: خدایا، اگر ربیع را در نزد تو منزلتی است، جان او را فورا بگیر. هنوز این سخن را در دهان داشت که وفات کرد. [۱۳۸] .
برگرفته از کتاب قهرمان علقمه نوشته آقای احمد بهشتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *