از دیدگاه قرآن

اثبات امکان رسالت برای بشر در قرآن

نتیجه ی بیان قرآن درباره ی امکان بشر بودن پیامبر – با آن صورت ، ضرورت نبوت بشر را نیز ثابت می کند . زیرا بدون تردید رسالت انسان امری ضروری است – آن است که انسان دارای روح مجرد از ماده است که در زمان و مکان جا نداشته ، شکل هندسی خاصی ندارد و محکوم به احکام ماده
نمی شود و به واسطه ی همین روح مجرد است که صلاحیت پیدا می کند اسما و حقایق را از خداوند سبحان بیاموزد؛ و علم ادم الاءسماء کلها . ( ۳۵۴ )
به واسطه ی این روح مجرد است که انسان معلم ملائکه می شود و اسما را به آنان یاد می دهد؛ یا ادم اءنبئهم باءسمائهم ( ۳۵۵ ) و نیز به واسطه ی همین روح مجرد است که مسجود همه ی فرشته ها می شود و شایستگی خلافت خدای متعالی را به دست می آورد؛ انی جاعل فی الاءرض خلیفه ( ۳۵۶ ) و فسجد الملئکه کلهم اءجمعون ( ۳۵۷ ) و نیز دارای دیگر کمالات وجودی می شود که در خور ماده و لوازم ماده نبوده ، کمیت بردار نیست .
بنابراین ، اگر برای فرشته ای که دانش آموز انسان و سجده کننده برای انسان است ، رسیدن به مقام وحی و رسالت روا باشد ، برای انسان کامل معصوم که آموزگار ملائکه و مسجود آن هاست ، ضرورتا رسالت شدنی است . پس مجالی برای بعید بودن یا محال بودن رسالت بشری وجود ندارد تا گفته شود : اءبعث الله بشرا رسولا ( ۳۵۸ ) یا و لو شاء الله لاءنزل ملئکه ( ۳۵۹ ) یا لولا اءنزل علیه ملک . ( ۳۶۰ )
پس انسان صلاحیت رسالت الهی را دارد؛ اما ضرورت انسان بودن رسول و عدم کفایت رسالت الهی را دارد؛ اما ضرورت انسان بودن رسول و عدم کفایت رسالت فرشته ، امر دیگری است که قرآن به آن اشاره دارد . توضیح مطلب آن است که بحث
در نبوت و رسالت در امور زیر خلاصه می شود :
یکم . اثبات ضرورت نبوت و کافی نبودن عقل به تنهایی برای هدایت جوامع بشری .
دوم . اثبات امکان رسالت برای انسان بدون استلزام محال .
سوم . رسولی که به سوی مردم فرستاده می شود ، باید انسانی باشد که با آن ها زندگی کند ، چون آنان غذا بخورد و در بازار راه رود و نیز توجه به این نکته که رسالت فرشتگان برای انسان ها کفایت نمی کند .
چهارم . امور دیگری که در اینجا فرصت اشاره و بحث از آن ها نیست .
قرآن در موارد متعددی از ضرورت هدایت مردم به سعادت جاودانه بحث کرده ، عدم کفایت عقل در تاءمین آن را گوشزد می کند در رساله ای که در این موضوع نگاشته شده ، آن را تقریر کرده ایم و نیز قرآن کریم لزوم بعثت رسول خارجی پیامبران را مؤ ید رسول باطنی عقل در قلمرو مجهولاتش یا آگاهی دادن رسول ظاهری در امور متمرکز در فطرت انسان گوشزد می کند و نیز آنان را به برانگیزاننده ی علوم دفن شده در وجود او می ستاید و به صراحت می گوید : رسول ظاهری که برای هدایت انسان برانگیخته شده است ، باید کسی باشد که با آنان مباشرت داشته ، برای آن ها دلیل آورد و با آنان مجادله کند و همچون الگویی برای آنان و حجتی علیه ایشان باشد و پناهگاهی برای حوادث اتفاقی آنان و هدایتی در جنگ و صلح آنان باشد . کتاب و حکمت را به آنان بیاموزد و آنان
را تزکیه کند ، از اموالشان صدقه دریافت کرده ، آنان را پاک گرداند و امور آنان را نظم بخشد و لشکرهای آنان را بسیج کند و اموری از این قبیل که ارکان آن در قرآن پایه ریزی شده است و عترت طاهره به تفصیل از آن سخن گفته اند و ثقلین به بهترین شکل آن ها را بیان کرده اند .
روشن است رسولی که دارای چنین رتبه ای است ، از جنس فرشتگان نمی تواند باشد . فرشته ای که مردم آن را نمی بینند و امکان مباشرت با آن را ندارند ، بلکه باید انسانی مثل آن ها باشد تا مباشرت با او ممکن شود . پس رسول باید چون کسانی باشد که مفاد رسالت را برای آنان به ارمغان می برد . چون شاءن رسول هدایت خارجی است و وظیفه ی او تنها در دل افکندن یا فرو فرستادن وحی در قلب نیست
از این رو خداوند سبحان می فرماید : قل لو کان فی الاءرض ملئکه یمشون مطمئنین لنزلنا علیهم من السماء ملکا رسولا ( ۳۶۱ ) ؛ فرشته تنها صلاحیت رسالت برای فرشتگان را دارد و توان رسالت برای مردم را ندارد و اگر ساکنان زمین به جای مردم ملائکه بودند ، قطعا یک رسول از جنس فرشته برای آنها می فرستادیم ، ولی از آنجا که ساکنان زمین مردمی هستند که در آن راه می روند ، باید رسولی که به سوی آنان فرستاده می شود ، از جنس خود آنان باشد؛ یعنی انسانی که با آنان زندگی کند و با آنان بمیرد تا الگویی برای آنان و
حجتی علیه آنان باشد .
اگر فرض شود که خداوند فرشته ای را برای مردم بفرستد ، باید تصویر آن را به صورت مردی در آورد که مردم بتوانند او را ببینند ، از او بپرسند ، به او رجوع کنند و اگر به صورت مردی تصویر شود ، دوباره اشکال باز می گردد و در این صورت نیز باز می گویند : آیا خداوند بشری را به رسالت بر می گزیند ؟ زیرا اگر ملک را به صورت انسان مادی نفرستد ، شنیدن سخنان او و تاءسی به او برای مردم شدنی نیست و اگر او را به صورت انسان در بیاورد ، این امر برای آنان شدنی است ، ولی باز هم اشکال می کنند که : ما هذا الا بشر مثلکم یرید اءن یتفضل علیکم و لو شاء الله لاءنزل ملئکه ما سمعنا بهذا فی ابائنا الاءولین . ( ۳۶۲ )
برگرفته از کتاب دانستنی های امام رضا علیه السلام دانستنی های رضوی۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *