پدر و مادر (شجره نامه), زندگینامه

داستانی از زندگی حضرت ابوالفضل – مراسم نامگذاری

علیهاالسلام، قنداقهی « امالبنین » ، در بعضی از کتب معتبره نقل شده است که: در روز ولادت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام
آن حضرت را به دست امیرالمؤمنین حضرت امام علی علیه السلام داد که برای آن حضرت نامگذاری نماید. آنگاه، امام علی
علیه السلام، زبان مبارک خود را بر روی چشم و گوش و دهان حضرت ابوالفضل علیه السلام گردانید، تا به این وسیله، آن حضرت،
حق را ببیند، حق را بشنود، و حق را بگوید، سپس، امام علی علیه السلام، در گوش راست حضرت ابوالفضل علیه السلام اذان، و در
نام او را چه » : علیهاالسلام فرمود « امالبنین » گوش چپ آن حضرت، اقامه گفت. پس از آن، امام علی علیه السلام، خطاب به
.« من، در هیچ کار بر شما پیشی نگرفتهام، هر چه خودتان میل دارید، اسم بگذارید » : علیهاالسلام، عرض کرد « امالبنین » ؟« گذاشتهاید
آنگاه، امام علی علیه السلام دستهای .« نامیدم « عباس » ، من، او را به اسم عمویم، عباس بن عبدالمطلب » : امام علی علیه السلام فرمود
گویا من این » : حضرت عباس علیه السلام را بوسید و اشک بر [صفحه ۷۵ ] صورت نازنینش جاری شد و گریه کرد، و سپس فرمود
. [۴۴] !« دستها را میبینم که در روز عاشورا، در کنار شریعهی فرات، در یاری برادرش حسین علیه السلام، از بدن جدا خواهد شد
« امالبنین علیهاالسلام » ، نقل نموده، مینویسد: روزی از روزها ،« قمر بنیهاشم علیه السلام » نظیر این جریان را از کتاب ،« مقرم » مرحوم
دید که امیرمؤمنان امام علی علیه السلام، اباالفضل علیه السلام را در دامن خود نشانده و آستین را از روی بازوان وی بالا زده و آن را
علیهاالسلام، از دیدن این منظره، مضطرب گردید، زیرا سابقه ندارد که پدری با کودکی با آن شمایل « امالبنین » ! بوسید و گریه نمود
« امالبنین » ، خاص، چنین رفتاری داشته باشد، بدون آن که در ظاهر، سببی داشته باشد. وقتی که امیرمؤمنان امام علی علیه السلام
علیهاالسلام، صدا به « امالبنین » ، علیهاالسلام را در جریان گرفتاریها و جدا شدن دستهای فرزندش ابوالفضل علیه السلام قرار دارد
علیهاالسلام، در گریه و زاری، شرکت کردند. سپس امام علی علیه السلام، « امالبنین » گریه بلند نمود، و تمام حاضران در منزل، با
علیهاالسلام را از مقام و منزلت اباالفضل علیه السلام خبر داد و به او مژده داد که خدای متعال در بهشت، عوض دو دست، « امالبنین »
علیهاالسلام، با شنیدن این سخن، مژدهای « امالبنین » . دو بال به او عطا خواهد نمود، که او با آن بالها به همراه فرشتگان پرواز نماید
مینویسد: در « باقر شریف قرشی » جاودانی، و سعادتی همیشگی را دریافت نمود. [ ۴۵ ] . [صفحه ۷۶ ] نویسندهی توانای معاصر آقای
روز هفتم از ولادت حضرت اباالفضل علیه السلام، امیرالمؤمنین علیه السلام سر مبارک وی را تراشید، و به وزن موهای او، طلا یا
نقره، به مساکین تصدق نمود، و یک گوسفند را به عنوان عقیقه ذبح نمود، همان گونه که در ولادت امام حسن علیه السلام و امام
صفحه ۲۶ از ۹۴
چون مرتضی » : ۴۷ ] . آری، شاعری چیره دست، در این باره، چه زیبا گفته است که ] [ حسین علیه السلام، این سنت را انجام داد. [ ۴۶
قنداقهی، عباس را در برگرفت گفتا فلک بر دست خود، مهری مه انور گرفت یا از گلستان شرف، وی لالهی احمر گرفت چونان که
گویی مصطفی، بر دست خود حیدر گرفت بوسه به دستانش زد و از دیدگان گوهر گرفت زان ماجرا، غم بر دل و بر جان آن مادر
گرفت گفتا: مگر عیبی بود، در این دو دست نازنین؟ شه گفت: نی، در کربلا، گردد جدا، از ظلم و کین آری که خود این دستها،
باید علمداری کند در راه سبط مصطفی، از جان وفاداری کند بهر رواج دین حق، دفع ستمکاری کند از قتل قوم مشرکین، سیلاب
خون جاری کند [صفحه ۷۷ ] بر حفظ ناموس خدا، نیکو فداکاری کند تا از حریم شاه دین، آن سان نگه داری کند آن دم فداکاری
وی، مقبول و مستحسن شود کو همچو جعفر عم خود، دستش جدا از تن شود آه از دمی کوشد جدا، دستش کنار علقمه و اندر
میان مشرکین، افتاد شور و همهمه بنهاد بر زانوی خود، رأسش عزیز فاطمه آن پور زهرا کو بدی، عرش خدا را قائمه با دیدهی
گریان بیان، میکرد شه این زمزمه کامشب بخوابد دشمنت، بی ترس و بیم و واهمه لیکن به چشم خواهرت، ره نیست دیگر خواب
[ ۴۸ ] . [صفحه ۷۸ ] .« بی تاب را « آهی » را و از ماتم خود سوختی، دل
بر گرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته: علی اصغر همدانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *