ولادت، از کودکی تا بزرگسالی

حضرت ابوالفضل نخستین مولود

ابوالفضل العباس به دنیا آمد. شهر یثرب روشنی گرفت. دنیا بهار نوی آغاز کرد. فرشتگان آسمان و حوران بهشت شادی کردند. کوه و دشت و صحرا به اهتزاز درآمدند و دریا شادمانه مواجی کرد. موج شادی و سرور، همه جا را فرا گرفت. پرندگان به وجد و نشاط آمدند و بشریت، سرفراز شد.
خاندان علوی به قدوم عباس شاد و سرفراز است و بیوت بنی هاشم سرخوش و
[صفحه ۳۹]
دلشاد. مردم مسلمان و شیفتگان امیر (ع) خوشحال و جهان هستی متلاطم.
هنگامی تولد ماه است. ماه بنی هاشم که خود ماه بشریت و ماه هستی است.
علی را به ولادت نوزاد بشارت دادند. فورا به خانه رفت و فرزند دلبند را در آغوش گرفت و پیشانیش را بوسه زد و در اجرای مراسم دینی، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت.
چه حادثه ای جالب! نخستین آهنگی که پرده گوش نوزاد را می نوازد، آهنگ مخلصانه امیرالمؤمنین است. آن هم با کلمات: الله اکبر… اشهد ان لا اله الا الله… اشهد ان محمدا رسول الله…
این کلمات مقدس، خلاصه رسالت همه پیامبران و آهنگ جان همه پرهیزکاران است که در اعماق وجود عباس نفوذ می کند و تمام وجودش را فرا می گیرد. کلماتی که عباس زندگی اش را با آنها آغاز و استمرار می بخشد و سرانجام در راه آن، هم سر و دست می دهد هم جان می بازد.
هفت روز از ولادتش گذشت. روز هشتم، امام (ع) موی سر نوزاد را تراشید و به وزن آن، طلا یا نقره صدقه داد و گوسفندی برایش عقیقه کرد.
سید داودی می گوید: عباس در سن ۳۴ سالگی به شهادت رسید. طبق این قول، باید تولد عباس در سال ۳۶ یا ۳۷ هجری باشد. در این صورت، او در زمان شهادت پدر، ۱۵ ساله یا ۱۴ ساله بوده است. ابن اثیر در کتاب اسدالغابه می گوید: هنگامی که حسنین (ع) ابن ملجم را به کیفر جنایتی که مرتکب شده و امیرالمؤمنین را کشته بود، گرفتار کردند، عباس صغیر بوده است. اما این مطلب، بر این مبنا است که اهل تسنن، سن بلوغ را ۱۷ یا ۱۸ سال می دانند. در طبقات، ابن سعد نیز همین مطلب را تکرار کرده است. لکن این مطلب با نظر شیعه مخالف است. سن بلوغ شرعی ۱۵ ساله است. ممکن است نوجوانی قبل از ۱۵ سالگی به بلوغ برسد. به شهادت کتاب مناقب و کبریت احمر، عباس در جنگ صفین حضور فعالانه داشته. طبری نوشته است که بعد از درگذشت حضرت صدیقه، امیرالمؤمنین (ع) با ام البنین ازدواج کرده است [۳۹] اگر رحلت آن بانوی پاک به سال
[صفحه ۴۰]
یازدهم هجری باشد، ازدواج ام البنین در همان سال اتفاق افتاده است و با توجه به اینکه عباس بزرگترین فرزند ام البنین است، او نه تنها در موقع شهادت پدر، صغیر نبوده، بلکه در جنگ صفین هم جوانی آراسته و مستعد جهاد و شهادت بوده است. البته ما نمی خواهیم مدعی شویم که ابوالفضل در همان سال اول ازدواج امیرالمؤمنین و ام البنین متولد شده است و به همین جهت نمی گوییم که حضرتش در سال ۶۱ هجری – یعنی سال وقوع فاجعه کربلا – ۵۰ ساله بوده، ولی قبول اینکه در موقع شهادت پدر صغیر بوده، بسیار دشوار است. به خصوص که ممکن است نوجوانان سالم در سنین کمتر از ۱۵ سالگی بالغ شوند. اگر بپذیریم که سن آن حضرت در موقع شهادت، ۳۴ بوده، باید بپذیریم که در موقع شهادت پدر ۱۵ ساله بوده و در این سن و سال، قطعا به لحاظ جسمی و روحی بالغ بوده و حتی در جنگ صفین هم.
نویسنده کتاب بطل العلقمی می گوید: «ممکن است ولادت از ازدواج فاصله داشته باشد. چرا که بسیار اتفاق می افتد که دختران باکره، دیرتر از ازدواج باردار می شوند. پس معتمد همان است که صاحب عمدهالطالب – یعنی سید داودی – گفته. اما در مورد روز ولادت تصریحی نیافته ام. جز اینکه فاضل معاصر، شیخ جعفر نقدی در کتاب زینب کبری از فاضل معاصر، شیخ محمدعلی استرآبادی نقل کرده که او در کتاب انیس الشیعه که به قلم سید محمد عبدالحسین فرزند سید محمد عبدالهادی هندی، معاصر فتحعلی شاه قاجار، به فارسی نگارش یافته، دیده است که ولادت ابوالفضل در روز جمعه چهارم شعبان سال ۲۶ هجری بوده است. اگر صاحب این قول دچار خلط نشده و ولادت ابوالفضل را با ولادت امام حسین (ع) که در سوم شعبان است، اشتباه نکرده باشد و از منبع موثقی اخذ کرده باشد، می شود به آن اعتماد کرد. در غیر این صورت، باید در مسأله متوقف شد. چرا که مؤلف انیس الشیعه که کتاب خود را به سال ۱۳۴۴ هجری قمری به شاه قاجار اهدا کرده، از متأخرین است و در این گونه مسائل باید از قدما پیروی کرد.» [۴۰] .
[صفحه ۴۱]
برگرفته از کتاب قهرمان علقمه نوشته آقای احمد بهشتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *