معجزات و کرامات

کرامات حضرت ابوالفضل سیاه شدن زرگر

علامه ی ارومی در کتابش می نویسد که:
نصیرالدوله مناره ی حضرت اباالفضل علیه السلام را طلا گرفت، ولی زرگری که متصدی بود، طلای بد مصرف کرده بود، و طلاها بزودی سیاه شد.
چون زرگر از بغداد به کربلا آمد و داخل صحن شد مضطرب شد و رنگش پرید و رویش سیاه شد و مرد.
بر عهد خود ز روی محبت وفا نکرد
تا سینه را نشانه ی تیر بلا نکرد
در کارزار عشق چو عباس نامدار
جان را کسی فدای شه کربلا نکرد
تا داشت جان ز جانب مقصد نتافت رخ
تا دست داشت دامن همت رها نکرد
در راه دوست از سر کون و مکان گذشت
وز بذل جان خویش درین ره، ابا نکرد
خالی نگشت کشور الا ز خیل کفر
تا دفع خصم دوست به شمشر لا نکرد
از پشت زین به روی زمین تا نیوفتاد
از روی غم برادر خود را صدا نکرد
[صفحه ۱۲۶]
ره را به خصم با تن بی دست بست، لیک
لب را به آه و ناله و افسوس وانکرد
دل سوخت زین الم که به میدان کارزار
دشمن هر آنچه تیر به او زد خطا نکرد
ام البنین که مظهر صبر و شکیب بود
غیر از فراق، قامت او را دو تا نکرد
غافل ز مهر دوست «مجاهد» مشو، بدل
لطفی که دوست کرد به مس کیمیا نکرد
شعر از: «محمدعلی مجاهدی»
[صفحه ۱۲۷]
برگرفته از کتاب در کنار علقمه کرامات حضرت عباس علیه السلام نوشته آقای محمد حسین محمودی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *