معجزات و کرامات

کرامات حضرت ابوالفضل نقل عطایی خراسانی

در کتاب شخصیت حضرت أباالفضل علیه السلام، صفحه ی ۵۴، آقای عطایی خراسانی چنین بیان می کند:
شبی در یکی از ییلاقات مشهد به درد دل شدیدی گرفتار شدم، به طوری که تلخی مرگ را در گلویم احساس کردم. نه توانایی نشستن داشتم و نه قدرت ایستادن، نه وسیله ای بود که در آن ساعت از شب مرا به شهر رسانند و نه دارویی پیدا می شد که مرا به صبح کشاند.
در آن حال از هر جهت قطع امید نموده و فشار دل درد هر لحظه شدیدتر می شد و شدت مرض تاب و توانم را ربوده و طاقتم را طاق کرده بود و دوستانم بسیار ناراحت بودند، راه چاره را منحصر به توسل به مقربان درگاه خداوندی دیدم و در آن میان أباالفضل العباس علیه السلام را برگزیدم، چه آنکه او به زودی به فریاد انسان می رسد و تسریع در قضای حاجت می نماید.
اشک در چشمم حلقه زده بود، پس از عرض سلام به ساحت مقدسش، نذر کردم اگر اکنون با توسل به آن حضرت شفا حاصل گردد گوسفندی تقدیم کنم.
هنوز نذرم تمام نشده و ارتباط کاملاً با آن حضرت برقرار نگشته بود و هنوز کامم به نام اباالفضل علیه السلام شیرین بود و لبهایم به آن نام مترنم، که ناگاه همچون آبی که بر آتش می ریزند اثری از درد در خود ندیدم.
[صفحه ۱۷۱]
خدا را گواه می گیرم که از حین متوسل تا زمان شفا بیش از یک دقیقه نگذشت و مهمتر اینکه تا این زمان که مشغول نگارش قضیه ی آن شب هستم و بیش از ده سال از آن تاریخ می گذرد دیگر هیچ درد دلی عارض من نشده است، گویی به لطف و مرحمت آن بزرگوار، دیگر در طول حیات عاریتی از درد دل معاف گشته ام.
حال با اینکه به چشم خود این کرامت را از ناحیه اباالفضل علیه السلام مشاهده نموده ام چگونه می توانم مانند بعضی نابخردان و پیروان مکتب وهابیت، کرامت آن بزرگوار را انکار نمایم و دست توسل از دامان پر محبتش بکشم؟!
راست در عرصه ی ایجاد لوای غم شد
که حسین را کمر از مرگ برادر خم شد
تیر کین جای چو بر دیده ی حق بینش کرد
چشمه ی چشم غزالان حرم چون یم شد
نوک پیکان چو به مشک آمد و شد مشک تهی
گفت با خویش که این زخم تو بی مرهم شد
تا در افتاد ز پا گفت قضا زینب را
قسمت تو ستم فرقه ی نامحرم شد
آه از آن دم که شه آمد به سرکشته ی او
در دم آخرش از سوز جگر همدم شد
گفت ای جان برادر تو شدی کشته و دل
بی تو با درد و غم و رنج و الم توأم شد
«جودی» از عیش جهان دیده همان دم بربست
که دل خون شده اش آگه از این ماتم شد
شعر از «جودی»
[صفحه ۱۷۲]
برگرفته از کتاب در کنار علقمه کرامات حضرت عباس علیه السلام نوشته آقای محمد حسین محمودی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *