آرشیو مولودی، مدایح و مراثی
-
0
قطعه منظوم درباره فضائل، مناقب و مصائب حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام – گفتیم یا اباالفضل
هر جا به هم رسیدیم، گفتیم یا اباالفضل! هنگامه آفریدیم، گفتیم یا اباالفضل! از عهد خردسالی، بذر محبتش » : امیر ایزدی همدانی[ را در سینه پروریدیم، گفتیم یا اباالفضل! […] -
0
شعر ولادت حضرت اباالفضل (ع) – هیچ دانی رمز و راز خلقت خورشید چیست
هیچ دانی رمز و راز خلقت خورشید چیستاین مَطاف صد هزاران اختر و سیاره چیست بین سیارات هستی، او چرا منسوب شداز چه رو، او در دل سیارگان محبوب شد […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – این صدای ناز عباسِ من است
این صدای ناز عباسِ من استنغمههای راز عباسِ من است شرحه بر بیت خموشم میرسدباز تکبیرش به گوشم میرسد آمده آهِ ابالفضلم به گوشمشک دارد گه به دندان گه به […] -
0
مداحی – شهادت حضرت اباالفضل (ع) – سلام سقای حرم تک یل کرب و بلا
مداحی مناسبت: شهادت حضرت عباس علیه السلام مداح: مهدی میرداماد عنوان: سلام سقای حرم تک یل کرب و بلا مرده بودم زنده شدم با دستای اباالفضل شفا گرفتم در شب […] -
0
مولودی – ولادت حضرت ابوالفضل (ع) – جام پر از باده میگه اباالفضل
مولودی مناسبت: ولادت حضرت ابوالفضل علیه السلام مداح : محمود کریمی عنوان: جام پر از باده میگه اباالفضل جام پر از باده میگه اباالفضل هر نخ سجاده میگه اباالفضل دلم […] -
0
شعر ولادت حضرت اباالفضل (ع) – عشق تکرار آدم و حواست
عشق تکرار آدم و حواستسیب ممنوعه ی بهشت خداست عشق یک واژه ی جدیدی نیستماجرای قدیمی دنیاست مثل یک ماه اول ماه استگاه پیدا و گاه نا پیداست نسل ماه […] -
0
شعر شهادت حضرت عباس (ع) – نقاش اسب را که زمینگیر می کشد
نقاش اسب را که زمینگیر می کشدیا چهره ی عموی مرا پیر می کشد بی آب، مشک را و علم را بدون دستیا چشم را حوالی یک تیر می کشد […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – کی مدینه ز یاد خواهد برد
کی مدینه ز یاد خواهد بردصحن چشمان گریه پوشت را صبح تا شب کنار خاک بقیعناله و شیون و خروشت را چشمهای تو پر شفق می شددر کنار چهار صورت […] -
0
مداحی – شهادت حضرت اباالفضل (ع) – مشکای پاره پاره روی خاکا
مداحی مناسبت: شهادت حضرت عباس علیه السلام مداح: حسن خلج عنوان: مشکای پاره پاره روی خاکا مشکای پاره پاره روی خاکا شده از تشنگی حرم غوقا مونده دست توسل دریا […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – روضه هایی عجیب میخواند
روضه هایی عجیب میخوانداز شب و روز کربلای حسین با خجالت به زینبش میگفت:پسرانم همه فدای حسین از خدا خواست که قد من راای خدا بیشتر هلالش کن دست بر […]