آرشیو مولودی، مدایح و مراثی
-
0
شعر ولادت حضرت اباالفضل (ع) – ای به شر افت ز همه برتری
ای به شر افت ز همه برتریوی علمدار و علم پروری نور دو چشم علی مرتضیشیر خدا سرور هر سروری ای به رافت ز همه برتریوی علمدار و علم پروری […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – سلام ما به تو ای هاجر چهار ذبیح
سلام ما به تو ای هاجر چهار ذبیحدرود ما به تو ای مریم چهار مسیح سپهر نور فروز سه اختر و یک ماهعجب نه خوانم اگر مادرت به ثارالله سلام […] -
0
شعر شهادت حضرت عباس (ع) – برخیز ای ستون حرم وقت خواب نیست (علی زمانیان)
برخیز ای ستون حرم وقت خواب نیستبا من بیا به خیمه نیازی به آب نیست این مشک را بگیر و ببر خیمه و بگویک قطره هم نبود وَ دیگر رباب […] -
0
اشعار شهادت حضرت عباس (ع) – ای دل مددی آمده ام بر در عباس
ای دل مددی آمده ام بر در عباستا بوسه زنم بر حرم اطهر عباس باب قمر هاشمیان باب بهشت استنازم به تجلای رخ انور عباس بر سلطنت و کاخ نشینی […] -
0
شعر ولادت حضرت اباالفضل (ع) – سپیده دشت شهامت معجزه دست امامت
سپیده دشت شهامت معجزه دست امامتتوساقی بالا نشینی ستاره دنیای خلقت ضریح لبهای حیدریازهمه استوره ها سری تو خود الله اکبریاباالفضل آقام اباالفضل پدیده دربار عشقی شجره پر بار عشقیفراتر […] -
0
شعر ولادت حضرت اباالفضل (ع) – سلام بر ادب و غیرت و شهامت تو
سلام بر ادب و غیرت و شهامت توپس از ائمه امامت بود امامت تو به روز حشر قیامت بود قیامت توکه راست شد به قیام تو قامت اسلام تو از […] -
0
قطعه منظوم درباره فضائل، مناقب و مصائب حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام – ماجرای شهادت حضرت عباس و برادرانش
شیران کارزار و امیران روزگار عباس و عون و جعفر و عثمان نامدار در باغ بوتراب، خزان چون رسیده شد بر سرو » : وفایی شوشتریهر سه چار، سموم اجل […] -
0
شعر مصبیت حضرت عباس (ع) – ای که غم تو داده بروز انکسار من (ژولیده نیشابوری)
ای که غم تو داده بروز انکسار منبرخیز و خود ببین، دل بی غمگسار من برخیز و خود، شکستگی قامتم ببینزیر سؤال رفته همه اقتدار من ای پاسبان و پشت […] -
0
شعر ولادت حضرت اباالفضل (ع) – روی دستان مادرت خوابی
روی دستان مادرت خوابیمثل خورشیدی و تو می تابی باب فضلی و باب حاجاتیبَه چه نامی و بَه چه القابی ماه زهرا و ماه ام بنینمنبع جلوه های مهتابی کربلا […] -
0
شعر شهادت حضرت عباس (ع) – این پهلوان با وفا آخر زمین خورد
این پهلوان با وفا آخر زمین خوردقطعا در آن ثانیه که اکبر زمین خورد من که شنیدم تیر تا بر مشک او خورداز شرم روی مادرِ اصغر زمین خورد هرگز […]