آرشیو معجزات و کرامات
-
0
مجلس روضه یک ارمنی برای قمر بنیهاشم
در تاریخ ۲۸ محرم الحرام سال ۱۴۱۶ ق حجهالاسلام والمسلمین آقای سید محمدرضا ابطحی اصفهانی کرامتی را از آیتالله آقای حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی (ره) نقل کردند:۶٫ شخصی ارمنی […] -
0
کرامات حضرت ابوالفضل و شفای مادر سرطانی
روز غم انگیزی بود، خواهرم به خانهمان آمد و سراسیمه گفت:– دکترها قطع امید کردهاند.– چرا؟– نمیدانم. باید به تهران برویم. او، پیش از این،موضوع را به مادر گفته بود. […] -
0
کرامات حضرت ابوالفضل شفای بچه کر و کور و لال
یکی از مومنین مورد ثقه و اعتماد و از خادمین حضرت سیدالشهداء ((ع)) به نام ابوکمال حاج محمد غفاری نقل فرمودند: در ایام جوانی که مدرسه راهنمایی را میگذراندم برای […] -
0
کرامت شصت و سوم حضرت ابوالفضل
از جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای شیخ علی اکبر مهدی پور چنین نقل شده:داستان زیر را یکی از وعاظ تبریز، به نقل از افراد موءثق، بر سر منبر نقل […] -
0
معجزه و کرامات اباالفضل العباس – شفای دختری از هندوستان
آقای محمود چراغی کارمند ادارهی اوقاف و امور خیریه استان قم که یکی از موثقین میباشد برای مولف نقل نمودند که:در حدود سال ۱۳۲۸ هجری شمسی به همراه خانواده عازم […] -
0
کرامات امام رضا نقل مرحوم محدث نوری
( گمشدگان )مرحوم محدث نوری اعلی الله مقامه فرمود یکی از خدمتگذاران روضه شریفه رضویه گفت :یکی از شبهائی که نوبت خدمت و شفیت من بود در رواقی که معروف […] -
0
صوفی گستاخ توسط حضرت ابوالفضل تادیب میشود
عالم متقی، فقیه بزرگوار، آیتالله العظمی سید محمدعلی کاظمینی بروجردی دام ظله العالی، که صاحب تالیفات سودمند و از علمای تهران و مدافعین مکتب تشیع هستند، نقل کردند:۲۶٫ شیخ اسدالله […] -
0
کربلایی موسی رنجبر و کرامات حضرت ابوالفضل
شخصی به نام کربلایی موسی رنجبر نقل کرد:خواهرم در حال وضع حمل بود و قریب الموت و تمام فامیل گریه و ناله و زاری داشتند. من به طرف قدمگاه حضرت […] -
0
معجزه و کرامات اباالفضل العباس – دست دزد، فلج میشود
مولف کتاب «باب الحوائج» در صفحهی ۲۸۴، آورده است که:شنیده شده است که در شهر مشهد به هنگام زیارت قبر امام رضا علیه السلام، امام هشتم شیعیان جهان، یک نفر […] -
0
حضرت ابوالفضل و شفای مسلول
مرحوم آیه الله شهید دستغیب در «داستانهای شگفت» (ص ۲۲۱) آوردهاند:جناب مولوی قندهاری نقل کرد که برادرم، محمد اسحق، در بچگی مسلول شد و از درمان ناامید گردیدیم. پدرم او […]