آرشیو معجزات و کرامات
-
0
کرامات امام رضا و مرگ داروغه
( داروغه )یکی از طلاب علوم دینیه مشهد مقدس بر اثر فشار زندگی وتهی دستی و فقر و پریشانی با خود قرار گذاشت که روزهای پنجشنبه و جمعه که درس […] -
0
برائت از دشمنان اهلبیت و توجه آقا ابوالفضل
جناب آقای خورشیدی از سید بزرگواری نقل کردند: حدود سال ۱۳۵۸ اوائل انقلاب ایران بود [۲۹۵] ما میخواستیم به طور دسته جمعی و خانوادگی به ایران بیاییم چون زندگی در […] -
0
محمدرضا تقوی دامغانی و کرامات حضرت ابوالفضل
جناب حجهالاسلام و المسلمین آقای سید محمدرضا تقوی دامغانی طی مکتوبی به دفتر انتشارات مکتب الحسین (ع) نوشتهاند:عموی این جناب مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج سید موسی تقوی فرزند […] -
0
معجزه و کرامات اباالفضل العباس – کلب آستان علی نادرقلی
در کتاب زندگانی پرچمدار کربلا، نوشتهی آقای مظفری معارف صفحهی ۹۴ آمده است که:شیعیان از دست اذیتهای افاغنه به علمای نجف شکایت کردند سیدی از علمای نجف در خواب حضور […] -
0
چهل چراغى در خور بیت العباس علیه السلام
چهل چراغى در خور بیت العباس علیه السلام در سال ۱۳۶۸ شخصى به مار مراجعه کرد و اظهار داشت که من نیتى در دل دارم و با آقا قمر بنى […] -
0
کرامات الرضویه او را بمن بخشید
در منتخب التواریخ در باب دهم از والد خود محمدعلی خراسانی مشهدی که قریب هفتاد سال بخدمت فراش در آستان قدس رضوی مفتخر بوده نقل نمود :در اوائل که من […] -
0
معجزه و کرامات اباالفضل العباس – تو عزادار فرزندم حسین را کتک زدی
در کتاب چهرهی درخشان قمر بنی هاشم اباالفضل العباس علیه السلام، ص ۵۷۹، این داستان را به نقل از حاج آقای جوانمرد آورده است:اوایل سالهای طلبگی من بود که جهت […] -
0
معجزه و کرامات اباالفضل العباس – بابا گرسنه ام
در کتاب «داستانهای شگفت» صفحهی ۲۲۱ آمده است که:جناب مولوی قندهاری نقل کرد که برادرم، محمد اسحق، در بچگی مسلول شد و از درمان ناامید شدیم.پدرم او را به کربلا […] -
0
کرامات حضرت ابوالفضل در عزاداری روستایی شهر درود
آقای محمدکریم محسنی، آموزگار دبستانهای شهرستان خرمآباد، که از معلمین کوشا و علاقمند به فرهنگ میباشد، تعریف میکند:۵٫ در ایام محرم سال ۱۳۴۶ شمسی، مردم قریهای در نزدیکی شهر درود، […] -
0
کرامات حضرت ابوالفضل – هلاکت مزدور متجاوز
از خوانین معروف بود. روزی یکی از مباشران و مزدوران او در کربلا، بانویی را به دروغ متهم کرده، و ،« میرزا محمد خان ارباب »نسبت ناروا، به وی داد. […]