آرشیو معجزات و کرامات
-
0
شفای پای سوخته به لطف حضرت ابوالفضل
۲٫ ایضا، در سن تقریبا ده سالگی بودم که پایم میسوزد، ایام جنگ جهانی دوم بود و اطبا و دکترها را به جبهه برده بودند. یک حکیمباشی قدیمی در معالجهی […] -
0
شیخ اسدالله اسماعیلیان و توسل به حضرت ابوالفضل
حجهالاسلام و المسلمین جناب آقای حاج شیخ اسدالله اسماعیلیان (ره) در تاریخ ۲۴ صفرالخیر ۱۴۱۵ ق نقل کردند:۸٫ بنده به اتفاق شیخی، از نجفاشرف به کربلای معلی رفتیم. وسیلهی حرکت، […] -
0
شفای سرطانی کرامات حرت ابوالفضل
راوی میگوید: با رفیقم در دفتر درگاه نشسته بودیم که دیدیم چند زائر آمدند. یکی از آنان پرسید: من نذری کرده بودم و اکنون حاجتم برآورده شده است، حال چه […] -
0
محرمعلی و توسل به حضرت ابوالفضل
پسرم محرمعلی یک بار دیگر با خواهرش در دوران کودکی مبتلا به سرخک شدند و به خاطر این بیماری خطرناک هفده روز در خانه بستری گردید در آن زمان بیماری […] -
0
کرامات حضرت ابوالفضل به مکافات رسیدن دروغگو
۵- یکی از برادران موثق از دایی مورد اطمینان خود، کرامتی را این گونه نقل کرد:در صحن مطهر حضرت ابوالفضل العباس (ع) بودم. دیدم یک نفر دست شخصی را گرفته، […] -
0
کرامات حضرت اباالفضل العباس – خاک قبر عباس (ع)
(حاج شیخ ) اسماعیل نائب ، فاضل و عابد معاصر و دارای تالیفات فراوان که اینجانب (شیخ علی فلسفی ) افتخار شاگردی او را داشتم فرمود: متولی حرم (حضرت ابوالفضل […] -
0
رئیس ژاندرمری ارسباران بی ادبی به ساحت حضرت ابوالفضل
۱۰٫ در زمان ما رئیس پاسگاه ژاندرمری ارسباران – اطراف رودخانهی مشهور ارس – (از تصریح به نام او که به احتمال قوی از کسان او موجود باشند خودداری[صفحه ۶۰۰]میشود) […] -
0
جنگلی در مازندران نظر کرده ابوالفضل(ع)
۲٫ واقعهی دوم را چندین نفر از موثقین، مخصوصا سیدی والاتبار که اکنون نامش را فراموش کردهام، برای من نقل کردند. آنان گفتند:در مازندران جنگلی است مشهور به جنگل نظر […] -
0
شیخ علی صافی اصفهانی، نقل کرامات حضرت ابوالفضل
حجهالاسلام والمسلمین آقای شیخ علی صافی اصفهانی، فرزند مرحوم آیه الله آقای حاج شیخ حسن اصفهانی رئیس حوزهی علمیهی اصفهان، طی نوشتهای مرقوم داشتهاند:کرامتی را که مینویسم مربوط به سید […] -
0
امنای دولت متوکل و کرامات حضرت ابوالفضل
بعد از مدتی که امنای دولت متوکل از بریدن دست و کور کردن چشم و کشتن زوار مایوس شدند، این مطلب را صلاح دانسته و گفتند رعایای دولت دیوانه میشوند […]