آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
شعر ولادت حضرت اباالفضل (ع) – دریای عشق همدم ساحل نمی شود
دریای عشق همدم ساحل نمی شودبی نُقل یار گرمی محفل نمی شود بیدل شدن طریقه ی عشاق کربلاستهر آدمی که عاشق و بی دل نمی شود ای ساقی حسین سرم […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – یاور و یار حبل المتین سیدتی ام البنین
یاور و یار حبل المتین سیدتی ام البنینبانوی بیت الولا و دین سیدتی ام البنین هستی تو فدای مکتب* ذکر تو نغمه های یا ربگفتی هستم کنیز زینب یا ام […] -
0
شعر ولادت حضرت اباالفضل (ع) – شب غم رفت و سحر زد سپیده سپیده
شب غم رفت و سحر زد سپیده سپیدهنور میلاد ابالفضل دمیده دمیده روی گهواره عباس نوشتم نوشتمیا ابالفضل یا ابالفضل یا ابالفضل دیگه ترس وغم از امشب حرومه حرومهکار دشمنای […] -
0
حضرت عباس علیه السلام در بیان امام سجاد علیه السلام
حضرت عباس علیه السلام در بیان امام سجاد علیه السلام امام زین العابدین علیه السلام ، درباره مقام والای حضرت عباس علیه السلام در بیانی رسا می فرمایند: «در روز […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – قصد کرده است از وطن برود
قصد کرده است از وطن برودپنجمین رکن پنج تن برود این حسین است که غریب شدهکاش می شد که با حسن برود او به هر حال می شود عریانچه نیازی […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – تسلیت بر آل خیرالمرسلین
تسلیت بر آل خیرالمرسلینرفته از دار جهان امالبنین باز، داغ فاطمه تازه شد بهر همه**** حضرت عباس، ماه علقمهدستهگل آرد برای فاطمه باز، داغ فاطمه تازه شد بهر همه**** مادر […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – گوشه ی دنجی نشسته روضه خوانی می کند
گوشه ی دنجی نشسته روضه خوانی می کندبا حروفی قد شکسته روضه خوانی می کند نذر اشک جاریش تنها حسین است و حسیندل ز غیر او گسسته روضه خوانی می […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – زنی شبیه خودش عاشق،زنی شبیه خودش مادر
زنی شبیه خودش عاشق،زنی شبیه خودش مادرسپرده بر صف آیینه دو باره آینه ای دیگر دوباره داغ به روی داغ ، دوباره درد به روی دردکبوتران بدون بال ، کبوتران […] -
0
شعر ولادت حضرت اباالفضل (ع) – دلم جدا ز خدا بود اگر نبود اباالفضل
دلم جدا ز خدا بود اگر نبود اباالفضلز راه عشق جدا بود اگر نبود اباالفضل چه بود چاره ی خلقی که مومنند به عشقشچه کس جواب دعا بود اگر نبود […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – کسی که چهار پسر داشت نور چشم ترش
کسی که چهار پسر داشت نور چشم ترشبه وقت دادن جان یک نفر نمانده برش دلش گرفته چرا یک نفر کنارش نیستبدون ماه، چه شب ها که صبح شد سحرش […]