آرشیو قمر بنی هاشم
-
0
عنایت حضرت ابوالفضل به مجلس روضه در عمان
۸٫ کرامت سوم: در ماتم العباس مذکور ضریح کوچکی یک متر در یک مترمربع ساخته و آن را به دیوار نصب کردهاند. که مردم و واردین با نگاه به آن، […] -
0
توسل به حضرت عباس شفای نابینا
شیخ مهدی کرمانشاهی نقل کرده است مردی پیشه ور و نابینا بود که همه کس او را می شناخت روزی در مقبره ی خانوادگی پائین پای بارگاه حسینی (ع) خوابیده […] -
0
علیاصغر سرکاری آرانی شعر در مورد حضرت ابوالفضل
شاعر: حاج علیاصغر سرکاری آرانی، مولف کتابهای «هلال غم» (۴ جلد)آمده در کربلا بهر حسین یاور شدکاروان عشق را او ساقی لشکر شودپاره پاره پیکرش از تیغ و از خنجر […] -
0
ام البنین سلام الله علیها، مادر مهتاب
ام البنین سلام الله علیها، مادر مهتاب خورشید همواره در چشمان مادرانی طلوع می کند که به دور دستها خیره شده اند و برای فرداها مردان و زنانی می پرورانند […] -
0
کرامات حضرت ابوالفضل سیاه شدن جوان جسور
جناب آقای حاج هاشم توتونکار زاهدی تبریزی (دامت توفیقاته) طی مرقومهای به انتشارات مکتبالحسین (ع) نوشتهاند: در امتثال امر دانشمند محترم، نویسندهی توانا حجهالاسلام جناب حاج شیخ علی ربانی، کرامتی […] -
0
زیارت نامه حضرت ابوالفضل علیه السلام
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبَاالْفَضْلِ الْعَبَّاسَ ابْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ اَوَّلِ الْقَوْمِ اِسْلاماً وَ اَقْدَمِهِمْ ایماناً وَ اَقْوَمِهِمْ بِدینِ اللَّهِ وَ اَحْوَطِهِمْ […] -
0
شعر ویژه شهادت حضرت عباس (ع) – خزان شده ای خدا، دست گل یاس من فتاده در موج خون، پیکر عباس من
خزان شده ای خدا، دست گل یاس من فتاده در موج خون، پیکر عباس منگشته ز بازو قَلَم، دو دست صاحب عشلَم (۲) چه کرده با این بدن، نیزه و […] -
0
سید محمد مفتی و نقل کرامات حضرت ابوالفضل
در روز تاسوعای حسینی به سالهای ۱۳۷۳ – ۱۳۷۲ ابوی گرامی حضرت آیت الله العظمی آقای حاج سید محمد مفتی الشیعه هر ساله به مناسبت تاسوعای حسینی نذر اطعام داشتند […] -
0
ماجرای عبور از قرنطینه توسل به حضرت ابوالفضل(ع)
علامه شیخ محمدباقر، نویسندهی «کبریت احمر» مینویسد:زمانی که در نجف بودم، وبا و طاعون شیوع یافته بود و مردم میمردند. ناچار شدم از نجف خارج شوم. شوق زیارت حضرت سیدالشهداء […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – تنها چرا نشسته, مگر گریه می کند؟
تنها چرا نشسته, مگر گریه می کند؟چون شمع شعله وربه نظر گریه می کند ازمردم مدینه شنیدم که روزهامی آید و ز داغ پسر گریه می کند بالای چار صورت […]