آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – من در بقیع ناله زدم یا گریستم
من در بقیع ناله زدم یا گریستمباران شدم برای شما تا گریستم مادر صِدام کردی و شرمنده ات شدمبودم کنیز و پای تو آقا گریستم زخمت زیاد بود و تو […] -
0
اشعار در فضائل عباس معنای عباس
آقای خلیل شفیعی:«عباس، یعنی تا شهادت، یکه تازیعباس، یعنی عشق، یعنی پاک بازیعباس، یعنی با شهیدان همنوازیعباس، یعنی یک نیستان تکنوازیعباس، یعنی رنگ سرخ پرچم عشقیعنی مسیر سبز پر پیچ […] -
0
اشعار در مدح امام رضا قتل الرضا
لا یُطغینّ بنی العباس مُلکهمُبنو علیّ موالیهم و إن زعموالیس الرشید کموسی فی القیاس ، و لامأمونکم کالرّضا إن أنصَفَ الحَکمُباؤوا بقتل الرّضا من بعد بیعتِهو أبصروا بعضَ یومٍ رُشدَهُم […] -
0
اشعار در مدح امام رضا نعیم الله
تطاولتِ الأعناقُ ترنو الی المدیفأذّن فیها الوجد و انتبه الصدیعلی قلق الرؤیا تبعثر شوقهاو تنسج مِن نأی المسافات فرقداتسیر علی هَدی القلوب ، و تنثنیبها ألفُ جرح یعشق النزفَ موردایؤمّل […] -
0
اشعار در مدح ابوالفضل عباس یعنی شمع
عباس یعنی شمع جمع هاشمیونعباس یعنی ماه بین فاطمیونعباس یعنی شیر یعنی شیر حیدرعباس یعنی کربلا را میر لشکرعباس یعنی حیدری دیگر به پیکارعباس یعنی میر و سقا و علمدارعباس […] -
0
شعر ولادت حضرت اباالفضل (ع) – دلم دوباره گرفتاره اسیر دیده ی دلداره
دلم دوباره گرفتاره اسیر دیده ی دلدارهروز محشر که میاد علم تو دست علمداره۲ سالاری، بهترین دلداری، سرور و سرداری، حیدر کراریآقام اباالفضل آقایی، تا ابد سقایی، دلبر دلهایی، پسر […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – وقتی غزل ردیف تو را کم می آورد
وقتی غزل ردیف تو را کم می آوردشعری برای درد فراهم می آورد نام تو در کجاوه ای از نور می رسدشعر مجسمی که مرا غم می آورد بغضی گلوی […] -
0
شعر ولادت حضرت اباالفضل (ع) – روی دستان مادرت خوابی
روی دستان مادرت خوابیمثل خورشیدی و تو می تابی باب فضلی و باب حاجاتیبَه چه نامی و بَه چه القابی ماه زهرا و ماه ام بنینمنبع جلوه های مهتابی کربلا […] -
0
شعر ولادت حضرت اباالفضل (ع) – سالیانی بود خالی قاب دل
سالیانی بود خالی قاب دلتا بجویم دلبری را باب دل دلبری زیبا رخ و قامت بلندطره گیسوی او همچون کمند مستی ام با دیدنش افزون شودبی خدایی از دلم بیرون […] -
0
قصیده دعبل خزاعی ستایش خاندان پیامبر
مویه گران ،با آه سوزان و ناله دردناک ، در همهمه ای گنگ و نامفهوم با یکدیگر سخن گفتند .ناله زنان ، با دم زدن های آرام خویش ، دلباختگانی […]