آرشیو مولودی، مدایح و مراثی
-
0
قطعه منظوم درباره فضائل، مناقب و مصائب حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام – خیمه ی بی صاحب
روز عاشورا، امام عالمین سید الکونین، مولانا الحسین داد رخصت بر علمدار سپاه آب آرد در میان خیمهگاه » : امیر ایزدی همدانیکودکان را بود بر لب گفتگو میکند سیراب […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – اولادی وَ مَن تحتَ الخَضرا یا الله
اولادی وَ مَن تحتَ الخَضرا یا اللهکُلُّهُم فداءٌ لِاَبی عبدالله خورده تیغ و نیزه پیکر عباسفدای سر حسین سر عباس واویلا واویلا آه و واویلا****** تو مادر ابالفضل مهجبینیبانوی فضل […] -
0
مداحی – شهادت حضرت اباالفضل (ع) – آه ز جا نمیخیزد این ساقی عطشان
مداحی مناسبت: شهادت حضرت عباس علیه السلام مداح: منصور عرضی عنوان: آه ز جا نمیخیزد این ساقی عطشان آه ز جا نمیخیزد این ساقی عطشان که آبرویش برد به خدا […] -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – ای بانی اشک و روضه های سقا
ای بانی اشک و روضه های سقاای فاطمه ی دوّم بیت مولا از دامن تو روح ادب را آموختآن تشنه ی بی دست کنار دریا -
0
اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – مادر احساس آب است حضرت ام البنین
مادر احساس آب است حضرت ام البنینصاحب الماس ناب و گنج او هست بهترین او دبیر مکتب علم علیستپرورانده در برش نخبه تر از نخبه یقیین گفت کنیزم ، فاطمه […] -
0
شعر ولادت حضرت اباالفضل (ع) – می آید از بهشت خبرها یکی یکی
می آید از بهشت خبرها یکی یکیامشب گشوده شد همه درها یکی یکی وقتی علی دوباره قدم میزند به خاکمبهوت میشوند نظرها یکی یکی بالا بلندی آمده و پیش قامتشخم […] -
0
مداحی – شهادت حضرت اباالفضل (ع) – خروش سرد موجا
مداحی مناسبت: شهادت حضرت عباس علیه السلام مداح: حسن خلج عنوان: خروش سرد موجا خروش سرد موجا به زیر قام سقا خالیه از تلاطم به احترام سقا دریا دخیل زیر […] -
0
شعر شهادت حضرت عباس (ع) – این که بر سینه ی خود داغ برادر دارد
این که بر سینه ی خود داغ برادر داردنتواند که سر از سینه ی تو بردارد تیرها با همه قامت، به تنت جا شده اندوای بر من چه قدر پیکر […] -
0
شعر شهادت حضرت عباس (ع) – منم ماه بنى هاشم که عباس است نام من
منم ماه بنى هاشم که عباس است نام منبود ام البنین مام و، على باب کرام من من آن سرباز جانبازم که از لطف خداوندىلبالب از مى حب حسینى گشته […] -
0
شعر شهادت حضرت عباس (ع) – نقاش اسب را که زمینگیر می کشد
نقاش اسب را که زمینگیر می کشدیا چهره ی عموی مرا پیر می کشد بی آب، مشک را و علم را بدون دستیا چشم را حوالی یک تیر می کشد […]